هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
188
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
اسائه ادب مىكند و غالبا نيز رواياتش را به خالهاش عايشه اسناد مىدهد ، موضع عايشه نيز نسبت به على و فاطمه ، بر كسى پوشيده نيست و گمان نمىكنم كسى كينه و نفرتش را نسبت به او و فاطمهء زهرا پارهء تن پيامبر در زمان حيات پيامبر و پس از آن ، منكر شود چه در زمان پيامبر ، آرزويش اين بود كه خود به تنهايى تمام اوقات فراغت پيامبر را پر كند و او را بر ديگر همسران و افراد خانوادهاش ، برتر بداند زيرا پيامبر هنگامى كه با وى ازدواج كرد كه كودكى زيبا روى بود ولى با اين حال وقت اندكى از پيامبر را به خود مشغول مىداشت در صورتى كه بيشتر اوقات او با فاطمه و على مىگذشت . او ( عايشه ) بيش از آنكه به ديگر همسران پيامبر رشك برد به فاطمهء زهرا رشك مىبرد و روز بروز الفت و محبت و مهربانى ميان فاطمه زهرا و على از يك سو و پيامبر از سوى ديگر بيشتر و بيشتر مىشد . او خود در پاسخ اين پرسش كه چه كسى نزد پيامبر از همه محبوبتر است گفته است از مردان على بن ابى طالب و از زنان فاطمهء زهرا . و همچنانكه پيش از اين نيز گفتيم وفاى پيامبر و حقشناسى و ذكر خير او از خديجهء كبرى او را از كوره بدر مىبرد و نمىتوانست تحمل كند علاوه بر همهء اينها او پس از وفات پيامبر ، در على و همسرش ( فاطمه ) تنها رقيب پدرش را مىديد و هنگامى كه مسلمانان با على بيعت كردند شعور از كف داد و كنترلش بهم خورد و با زير پا گذاردن آيات صريح قرآن كه به همسران پيامبر ، فرمان مىدهد در خانهء خود بمانند و سفارش پيامبر كه او را از مخالفت با على و قيام عليه وى بر حذر داشته بود ، لشكرى را براى جنگ با وى فرماندهى كرد و آنچنان كه سخنان وارد شده از پيامبر در فضل و سيرت والايش گواهى مىدهند شأن فاطمهء زهرا اجل از آن است كه با گفته يا كردارى على ( ع ) را به خشم آورد و به او اهانت روا دارد .